جمعه، بهمن ۰۱، ۱۳۹۵

هنر ِ نیاموختن


یک کتابی دیدم به آلمانی، از عنوانش خیلی خوشم اومد: "هنر ِ نیاموختن". فکر کردم در ستایش "نیاموختن" است، ولی بعد دیدم عنوانش مثلا انتقادی بوده. معلوم نیست چرا کلمه ی "هنر" رو به کار برده که جنبه ی مثبت داره معمولا.

نیاموختن هم مثل آموختن میتونه بسیار مثبت باشه. بستگی داره آدم چی رو می آموزه، و از آموختن چه چیزی خودداری میکنه. اینکه آدم یاد نگیره با بالا رفتن سن دائما خودش رو با هر چیز گندی تطبیق بده، اینکه آدم یاد نگیره در برابر زور تسلیم بشه، کرنش کنه، اینکه یاد نگیره ایده آل ها یا "آرمان" هایش رو به بهانه ی "واقع گرایی" به باد بده، و خیلی موارد جزیی و بزرگ دیگه، همه جزو "هنر" نیاموختن اند. آموختن مقاومت در برابر آنهایی که دائما در گوش آدم می خوانند که "حالا سن ات بالاتر رفت، می فهمی زندگی یعنی چه!"، دقیقا به معنای نیاموختنِ آن نوع درسهای زندگی ست که تسلیم شدن را به آدم می آموزند.

. 

دوشنبه، دی ۲۰، ۱۳۹۵

برنامه ریزی ایران برای ترور یک سیاستمدار آلمانی



"به گفته دادستانی آلمان راینهولد روبه (Reinhold Robbe) از حزب سوسیال دمکرات آلمان و رئیس پیشین انجمن آلمان در اسرائیل به این خاطر از سوی ایران مورد جاسوسی قرار گرفته تا در اقدامی احتمالی ترور شود.

به گزارش سایت اینترنتی شبکه اول تلویزیون آلمان (ARD) یک دانشجوی پاکستانی که سال گذشته میلادی به عنوان جاسوس احتمالی سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شده بود، زندگی روزمره این سیاستمدار آلمان را بررسی کرده و مسیرهای آمد و رفت او را تحت نظر داشته است.

شبکه‌های سوم آلمان WDR و NDR و همچنین نشریه "زوددویچه سایتونگ" به اطلاعات و داده‌های گسترده‌ی دادستانی کل المان در این ارتباط دست یافته‌اند که نشاندهنده‌ی جاسوسی دانشجویی پاکستانی به نام سید مصطفی ح. برای جمهوری اسلامی ایران هستند.
این دانشجوی ۳۱ ساله در اوایل ژوئیه سال ۲۰۱۶ میلادی به ظن جاسوسی و خبرچینی بازداشت شده بود. پیش از آن نیز سازمان اطلاعات و امنیت آلمان متوجه فعالیت‌های او شده بود.

گفته می‌شود که فرد مزبور نه تنها درباره رئیس پیشین انجمن آلمان و اسرائیل، بلکه درباره یک استاد فرانسوی-‌اسرائیلی نیز دست به جاسوسی زده داده است. این استاد فرانسوی- اسرائیلی شاغل در یک دانشسرای عالی اقتصاد در پاریس است.

سیاستمدار آلمانی زیر ذره‌بین

طبق اتهام‌نامه دادستانی آلمان قصد این دانشجوی پاکستانی از جاسوسی و خبرچینی به احتمال قوی انجام سوءقصد به نهادهای فعال در ارتباط با اسرائیل و همچنین نمایندگان این نهادها بوده است.

به گفته مقامات آلمانی این امر که کم و کیف حضور و رفت‌وآمد دقیق راینهولد روبه در زندگی روزمره و کاری از سوی این فرد به دقت زیر نظر گرفته و ثبت شده است، شاهدی است بر این مدعا.

همچنین اینکه این جاسوس ساختمان انجمن آلمان و اسرائیل را مدت‌ها زیر نظر داشته و جزییات مرتبط به آن را ثبت کرده است، به عنوان نشانه‌ای محرز در ارتباط با احتمال سوءقصد ارزیابی شده است.

آنگونه که در گزارش شبکه اول تلویزیون آلمان آمده است، این دانشجوی پاکستانی به ویژه توجه خاصی به این نکته داشته که راینهولد روبه چگونه از طریق وسایل نقلیه عمومی از آپارتمان شخصی‌اش در برلین به ساختمان انجمن آلمان و اسرائیل در مرکز برلین رفت و آمد می‌کرده است.

تحقیقات دادستانی آلمان در باره‌ی انگیزه‌های دقیق سوءقصدی احتمالی به جان این سیاستمدار آلمانی هنوز ادامه دارد. در گزارش شبکه اول تلویزیون آلمان به یکی از نظریه‌های محافل امنیتی در این مورد اشاره شده که طبق آن، جمهوری اسلامی قصد داشته در صورت حمله هوایی اسرائیل به تأسیسات اتمی ایران از آمادگی لازم برای پاسخگویی برخوردار باشد.

"جاسوسی ناشیانه"

البته مدارک و شواهد گوناگونی که از سید مصطفی ح. ضبط شده‌اند، حاکی رفتار و فعالیت‌های ناشیانه‌ی او هستند. به گزارش شبکه اول تلویزیون آلمان این جاسوس ۳۱ ساله برای "سفارش‌دهند‌ه‌ی احتمالی خود، یعنی ایران" گزارشی با استفاده از پاورپوینت و به زبان انگلیسی تهیه کرده که در آن هم اشتباهات املایی به چشم می‌خورد و هم اطلاعاتی نادرست درباره سیر زندگی راینهولد روبه.

جاسوسی علیه روبه که مدت زیادی نماینده‌ی حزب سوسیال دمکرات در پارلمان آلمان بوده، اولین مورد مشخص است که یک سیاستمدار آلمانی هدف عملیات جاسوسی سازمان اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

بنا بر گزارش سایت شبکه اول تلویزیون آلمان سید مصطفی ح. به طور رسمی مشغول تحصیل در رشته مهندسی در دانشگاه برمرهافن بود و همچنین در مرکز هوانوردی و فضانوردی در شهر برمن کار می‌کرده است.

گفته می‌شود که افزون بر این جاسوس ۳۱ ساله یک شهروند پاکستانی دیگر نیز در ارتباط با این جریان بازداشت شده بوده است. اما از آنجایی که او درایو دیسک سخت کامپیوتر خود را کاملا پاک کرده بوده است، مدرکی علیه او کشف و ضبط نشده و او نیز به این خاطر آزاد شده است. طبق گزارش سایت شبکه اول تلویزیون آلمان این فرد ظاهرا بلافاصله پس از آزاد شدن آلمان را ترک گفته و به کشوری دیگر رفته است."

.

فحش ندید، کان بدید، یا حتی جان بدید!


یکی از آشنایان در فیسبوک لینک مطلب آقای فرخ نگهدار در گرامیداشت و دفاع از رفسنجانی را گذاشته و بالاش نوشته لطفا نظر بدهید، ولی از بکار بردن "کلمات زشت" خودداری کنید.

فرخ نگهدار با دفاع از رفسنجانی، ترور و شکنجه و تجاوز را تبلیغ میکند. مخالفین را میکشند و شکنجه میکنند، حق هر گونه اعتراض را سلب میکنند، همه را خلع سلاح میکنند، و خودشان با سلاح سنگین با مخالفین روبرو میشوند، تازه شرط هم میگذارند که باادب باشید و فحش ندهید. یعنی حتی این ابتدایی ترین حق را هم از آدم میگیرند. یعنی فحش به قاتلین و متجاوزین و شکنجه گران افراد بی دفاع و بی سلاح، مساوی میشود با بربریت و بی فرهنگی. یعنی به قاتل و متجاوز و شکنجه گرمان هم باید ماچ بدهیم! صلوات...

(بر خلاف میل شدیدی که در این لحظه به فحش دادن دارم، مجبورم به خاطر چند لایک خودسانسوری کنم! .... آ... ب... ف... ک... د... پ... ک... ف...)


منبع: صفحه فیسبوک بنده

.

سه‌شنبه، دی ۱۴، ۱۳۹۵

چه کسانی مخالف تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی اند؟!


تا حدود بیست سال پیش تقریبا همه نیروهای اپوزیسیون طرفدار تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی بودند. ولی کم کم اکثر آنها مواضع شان نسبت به جمهوری اسلامی نَرم تر شد و به مخالفت با تحریم روی آوردند. در طی این دو دهه نیروهایی که با جمهوری اسلامی نزدیکی سیاسی داشتند، توانستند بخش بزرگی از اپوزیسیون را به دنبال خود بکشانند. خواست "سرنگونی" تبدیل به "رفرم" و "اصلاحات" در چهارچوب نظام شد، دفاع از حقوق اقلیتهای قومی جای خود را به دفاع از تمامیت ارضی جمهوری اسلامی داد، نزدیکی و حتی همکاری با جمهوری اسلامی قبح خود را از دست داد و دفاع بخش بزرگی از اپوزیسیون از شرکت در انتخابات، مشروعیتی جدید به جمهوری اسلامی بخشید.

 دلیلی که مخالفین تحریمها در توجیه مخالفت خود مطرح میکنند این است که با تحریمها وضع اقتصادی مردم بدتر می شود. در دوران آپارتاید، آفریقای جنوبی سالهای طولانی مورد تحریمهای همه جانبه ی بین المللی قرار داشت، ولی هیچ سیاهپوستی نمیگفت تحریمها نباشد، چون پول تو جیب من کمتر می شود و سفره م خالی تر می شود. چرا که حاضر بودند از خودشان مایه بگذارند تا آن نظام سرنگون شود. چون با آن نظام مخالف بودند و خودشان را مورد استثمار و تبعیض می دیدند. و درست برعکس، اینکه خیلی از ایرانیها دلیل می آورند که تحریمها به نفع جیب ما نیست، نشان میدهد که با جمهوری اسلامی آنقدرها مشکل ندارند و بخاطر وضع مالی شان حاضرند این نظام بیشتر از اینها هم عمر کند و تمام دنیا را به خاک و خون و کثافت بکشد.


مردمی که این نظام را روی کار آورده اند و در تداوم عمر آن سهیم اند، مجبورند تاوان آن را هم بپردازند. همانطور که مردم آلمان در دوران نازیسم مجبور شدند تاوان بپردازند.

دوشنبه، دی ۱۳، ۱۳۹۵

سازمان راه کارگر: "ترامپ، بدتر از خامنه ای و سپاه پاسداران"


سی تن از فعالان سیاسی مقیم خارج از کشور نامه ای به دونالد ترامپ نوشته اند و از او خواسته اند، تحریمهای شدیدتری علیه سپاه پاسداران و خامنه ای وضع کند. سازمان راه کارگر در بیانیه ای این درخواست-نامه را با لحنی بسیار خصمانه محکوم کرده و امضاکنندگان آن را "خائن" و "وطن فروش" نامیده. این واکنش البته منحصر به این سازمان نیست و بسیاری از فعالان سیاسی دیگر نیز چنین واکنشی از خود نشان داده اند. جالب اینجاست که نامه نوشتن به خامنه ای و روحانی و حتی رای دادن به نظام جنایتکار جمهوری اسلامی چنین واکنشهای تندی از جانب این نیروها برنمی انگیزد، ولی درخواست تشدید تحریم ها علیه سپاه پاسداران و خامنه ای از ترامپ، سازمان راه کارگر را آنچنان برآشفته کرده که خواهان بایکوت این سی نفر شده. سوال اینجاست که آیا صرفا نامه نوشتن به ترامپ باعث چنین عکس العملی شده یا این خواسته که علیه سپاه تحریمهای شدیدتری وضع شود؟! به هر صورت هر چه باشد، خامنه ای و سپاه پاسداران از نظر اینها وطنی و خودی به شمار میروند.

.

شنبه، آذر ۲۷، ۱۳۹۵

عجب هوایه، عجب جفایه ...


الان با لرز و سردرد از خواب بیدار شدم. امیدوارم تب نکنم. در یک مکان بزرگی بودم که اتاقها و سالنهای گوناگون داشت. همه جا پُر بود از عوامل جمهوری اسلامی. یک جا دیسکو گذاشته بودند، یک جا موسیقی سنتی برگزار میکردند، یک جای از نظر خیلی ها باصفا (از نظر دکوراسیون و نور و اینجور چیزها) داشتند تریاک می کشیدند، که وقتی داشتم از بین شان رد میشدم، سرگیجه گرفتم و نزدیک بود بیهوش بشم. در تمام این مدت حس میکردم که توسط عوامل رژیم تحت تعقیب ام و همه ش در حال فرار بودم. البته فرار یواشکی! از اون منطقه ی تریاک کشی که زدم بیرون تو کوچه، دیدم هوا خیلی پسه و شروع کردم به آواز خواندن تا شاید یکی یا عده ای صدایم را بشنوند و بیایند کمکم. با لهجه ی "فولکلور" میخواندم: "عجب هوایه، عجب جفایه!" چند تا از موزیسین های جمهوری اسلامی هم با صاحب یک کتابفروشی که گروگان گرفته بودند، به دنبالم بودند و اومدند و با روی خوش و خنده ازم پرسیدند این ترانه مال کیه؟ که من هم با ترس و لرز گفتم مال خودمه و شروع کردم هی بلندتر همین دو جمله را خواندن.

بعد رسیدم به سالن کوچکی که عده ای از افراد سیاسی که می شناسم روی صندلی نشسته بودند و تکان نمی خوردند. سالن نیمه تاریک بود و فقط دو سه تا چهره را دیدم. در اون حین نمیدونم از کجا میوه گیر آورده بودم. نمیدونم کیوی بود یا یک چیز نرم دیگه. داشتم می جویدمش و وقتی از بغل یکی شون رد می شدم، با حالت عصبانیت، ولی نیمه-جدی نیمه –شوخی تُف کردم بغل پاش. یکهو نور بیشتر شد. شاید چون چشمانم به تاریکی عادت کرده بود. و دیدم همه جا پُر از جسدهای تکه تکه شده ست، و اون دو سه نفر هم در حال مرگ بودند. مثل اینکه پاهاشان را بریده بودند. بعد همانی که بهش "تُف" کرده بودم، شروع کرد به گزارش دادن که چه اتفاقی افتاده بوده. اون یکی دو تای دیگه هم وسط حرفش گاهی یکی دو جمله می گفتند، ولی در حال مرگ بودند، و همه شان غرق خونِ "تیره شده" مایل به سیاه، بودند. و من در خواب آنچنان دچار شوک شده بودم که به لرز شدید افتاده بودم، همراه با حس خجالت شدید که چرا به طرف تُف کردم.


همین! هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
.

شنبه، آذر ۲۰، ۱۳۹۵

صحنه تجاوز در "آخرین تانگو در پاریس" نیمه-واقعی بوده


بسیار وحشتناک! صحنه تجاوز مارلون براندو به ماریا اشنایدر در فیلم "آخرین تانگو در پاریس" در واقع به نوعی نیمه-واقعی بوده. اشنایدر از این صحنه خبر نداشته و کارگردان، برناردو برتولوچی، این صحنه را فقط با مارلون براندو در میان گذاشته بوده. بعد از "اجرا" نمودن این صحنه روی اشنایدر، او دچار شوک و بحران روحی ای میشود که تا آخر عمر دنبالش میکند. اشنایدر میگوید که این احساس را داشته که به نوعی بهش تجاوز جنسی شده، و بعدها به شدت احساس تحقیر میکرده.


.

پنجشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۹۵

عشق در پنج کلام


بعضی ها از ظاهر یکی خوش شون میاد. بعضی ها از مغز یکی. بعضی ها از شخصیت یکی. بعضی ها از کفش یکی (واقعا!). بعضی ها از بندی که یکی به مچ دستش بسته...

دنیای پیچیده ای ست، الاغ ...

 .

چهارشنبه، آبان ۱۹، ۱۳۹۵

مهرانگیز کار به دنبال پناه در جمهوری اسلامی


مهرانگیز کار، فیسبوک، 10 نوامبر 2016، بعد از مشخص شدن نتیجه انتخابات در آمریکا:

"راستي يك سؤال:
فكر مي كنيد جمهوري اسلامي تقاضاي پناهندگي را از أمثال من مي پذيرد؟ شوخي نمي كنم ها. جواب مي خوام. امشب شب هذيان است.هذيان تب را پايين مي اورد. پاشويه اي نيست. شايد أساسا پايي نيست."

چه قهرمانانی داریم ما که تا تقی به توقی میخوره، همه فرار میکنند و به زندگیهای لوکس تر و مرفه تر روی می آورند، حتی اگر شده در جمهوری فاشیستی اسلامی، ولی همچنان به عنوان قهرمان، مردم را به کوچه خیابانها می کشانند تا برای زندگی باز هم بهتر و راحتتر اینها مایه بگذارند!

شنبه، آبان ۰۸، ۱۳۹۵

بازجویی پُست مُدرن


- شما در مورد چه مسائلی می نویسید؟
- در مورد یکسری مسائل مشخص.
- مشخصا در مورد چی؟
- به طور مشخص در مورد مسائل عمومی.
- عمومی مشخصا یعنی چه؟
- یعنی مسائلی مشخص که به عموم برمیگردد.
- عموم به طور مشخص یعنی چه؟
- عموم مشخصا یعنی اشخاص شخیص.
- شخیص را به طور مشخص تعریف کنید، مادرقحبه!
- (... کس کش روانی، کیرم تو حلقت! ...) شخیص یعنی شخص به اضافه "ی".
- "ی" به طور مشخص چه می باشد، گوساله ی عوضی!
- "ی" کاملا و دقیقا و مشخصا حرف آخر الفبای فارسی یا پارسی یا پرشین می باشد (... کس کش حمال مادرجنده! ...).
- و اشخاص به طور مشخص یعنی چه، مادرجنده ی عوضی!
- یعنی که این مسائل به شخص شخیص خود بنده مربوط می باشد، کس کش کونی بی همه چیز!
...
صدایَ پایَ ف ...
...
- ف مثل؟!
- و البته مثل فاک! ...
...
 .

چهارشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۹۵

چهارشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۹۵

کیرمشقی در نبود سرمشق


با کیر خود نوشتم:

"این دکان (یا این کان) تا اطلاع ثانوی تعطیل است، چون صاحبش بدجور مشغول تجزیه-تحلیل است!"


با در به کجا، پاییز دو هزار و شانزده میلادی

.

شنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۹۵

چمران، چریک نهضت آزادی


خیلی ها با نام مصطفی چمران ("دکتر چمران") به عنوان یکی از قهرمانان جمهوری اسلامی آشنایی دارند. خیلی ها از نهضت آزادی هم چیزهایی شنیده و خوانده اند. ولی فکر نکنم تعداد زیادی از مردم بدانند که چمران قبل از همکاری با رژیم جمهوری اسلامی از اعضای بالارتبه نهضت آزادی بوده، و اینکه نهضت آزادی یک گروه چریکی برای مبارزه مسلحانه با حکومت پهلوی داشته به نام "سازمان مخصوص اتحاد و عمل (سماع)" که چمران از پایه گذارانش بوده.

در ویکی پدیای فارسی آمده که چمران قبل از انقلاب همچنین طرفدار مصدق و عضو شورای مرکزی جبهه ملی بوده. بعد از انقلاب مسئولیت "تربیت اولین گروه از پاسداران انقلاب اسلامی" را به عهده داشته. در کشتار مبارزین در کردستان به طور مستقیم نقش داشته. و اینکه "او پس از حوادث کردستان به تهران احضار شد و ازسوی روح‌الله خمینی به سمت وزارت دفاع منصوب شد. او در سمت وزیر دفاع بیش از ۱۲۰۰۰ نفر را از ارتش پاکسازی کرد". در سال 1360 هم در جنگ ایران و عراق شربت شهادت را نوش جان کرد.

.

یکشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۹۵

سرقت سینمایی، پدیده ای رایج در ایران


چند روز پیش در اینترنت فیلم سینمایی "What a Way to Go" را دیدم. این فیلم کمدی در سال ۱۹۶۴ در آمریکا ساخته شده و شرلی مکلین، پل نیومن، رابرت میچم و دین مارتین در آن بازی می کنند. هنوز چند دقیقه از شروع فیلم نگذشته بود که متوجه شدم فیلم ایرانی "عروس خوش قدم" از روی آن کپی شده. "عروس خوش قدم" در سال ۱۳۸۵ به کارگردانی کاظم راست گفتار ساخته شده و ماهایا پطروسیان، امین حیایی، محمدرضا شریفی نیا و فرهاد آئیش جزو بازیگران آن هستند.

پی بردن به این دزدی سینمایی هر چند باعث عصبانیت من شد، ولی برایم تازگی نداشت، چرا که قبلا هم با چنین مواردی برخورد کرده بودم. برای نمونه از روی فیلم آمریکایی "معتاد عشق" (Addicted to Love) نیز فیلمی ایرانی ساخته اند به اسم "کلاغ پر"، که مهناز افشار و محمدرضا گلزار در آن بازی می کنند.

امروز داشتم در اینترنت دنبال اطلاعاتی می گشتم و دیدم در ویکی پدیای فارسی آمده که فیلم های ایرانی "دو  خواهر" و "تو و من" که محمدرضا گلزار در آن بازی میکند، هر دو از فیلم هایی آمریکایی دزدی شده اند. در ویکی پدیا آمده:

"فیلم دو خواهر، تقلیدی محض از فیلم هالیوودی Two Much (دو تا هم زیاده) است... کپی برداری این فیلم نه تنها در داستان اصلی، بلکه در لوکیشن‌ها هم دیده می‌شود".

در رابطه با فیلم "تو و من" نوشته شده: "این فیلم تقلیدی از فیلم آمریکایی خواستگاری است." (The Proposal)
.

دوشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۹۵

واکنش عجیب رسانه ها و سیاستمداران روس به خشونتِ لات های فوتبال-دوستِ روس


در جریان مسابقات فوتبال جام ملتهای اروپا بین لات های طرفدار تیم روسیه و انگلیس تاکنون چندین درگیری خونین رخ داده است. در کشورهای غربی معمول است که رسانه ها و سیاستمداران هر نوع خشونت از طرف شهروندان خود را محکوم می کنند، خواهان رسیدگی به آن می شوند و به دنبال راههایی برای پیشگیری از وقوع مجدد آن می گردند. در روسیه ولی گویا چنین نیست. بنا به گزارش نشریه معتبر اشپیگل رسانه ها و سیاستمداران روس به دفاع از لات های  روس پرداخته اند. از نظر آنها لات های فوتبال-دوست روس توسط پلیس فرانسه و فوتبال دوستان لات انگلیسی مورد تحریک واقع شده بودند و تنها برای دفاع از خود دست به خشونت زده اند. حتی وزیر امور خارجه روسیه، سرگئی لاوروف، لات های روس را به عنوان میهن پرستانی شجاع جلوه داده که در مقابل توهین به دولت روسیه و آتش زدن پرچم روسیه واکنش نشان داده اند.

بنا به گزارش اشپیگل، خبرگزاری "ریا نووستی" مطلبی از ماکسیم کونوننکو منتشر کرده که در آن آمده "وقتی روس های طرفدار فوتبال، طرفداران فوتبال کشورهای دیگر را کتک می زنند و پلیس اروپا از این می ترسد که با آنان درگیر شود، اگر احساس افتخار به من دست ندهد، حداقل احساس رضایت به من دست می دهد". در جای دیگری از مطلب، نویسنده اقرار کرده که از "مردی روس که فکِ یک غیرروس را پایین آورده"، خوشش آمده. ماکسیم کونوننکو می نویسد که نمی فهمد چرا روسیه باید خشونت روس های طرفدار فوتبال را محکوم کند. از نظر او بر عکس، باید به لات های روس به عنوان پیشآهنگان جنگ فرهنگی با غرب نگاه کرد.

 .

سه‌شنبه، خرداد ۱۱، ۱۳۹۵

منطق چپ


طرف مقاله ای درباره انتخابات اخیر در اتریش نوشته و این واقعیت را که حدودا 50% رای دهندگان به راست ها رای دادند و 50% به چپ های معتدل اینطوری تفسیر کرده که جامعه ی اتریش دوقطبی شده و یک قطبش را "نخبگان" تشکیل میدهند و قطب دیگرش را "سایرین". حالا اینکه چطور میتوان 50% جامعه را جزو قطب نخبگان محسوب کرد، بنده متوجه نمی شوم! و وقتی قضیه پنجاه پنجاه است، چرا به آن یکی قطب نمی توان گفت "سایرین"؟!

پی نوشت: البته من هیچ شناختی از نویسنده ندارم و نمی دانم آیا نظرات چپ دارد یا راست یا میانه. ولی شیوه ی استدلال و منطقش شدیدا متاثر از نظریات و برخوردهای مارکسیستی ست.

مقاله ی ایشان به زبان آلمانی:

 .

پنجشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۹۵

تجاوز به چشم


زمانی مردی سرخپوست گفته بود سر و صدای شهر، تجاوز است به گوش ما. بعد از تجاوز گوشی حالا تجاوز به چشم هم رایج شده. این تبلیغات جدید تلویزیونی و ویدئویی رو که آدم می بینه، واقعا فکر میکنه الانه که چشمش از حدقه بپره بیرون، بس که سرعت تصاویر زیاده.
.
.
.
پی نوشت: البته اون مرد سرخپوست بجای تجاوز، از اصطلاح اهانت استفاده کرده بود :)

متن کامل سخنانش رو می تونید در اینجا بخونید.

.

دوشنبه، اردیبهشت ۲۷، ۱۳۹۵

اریتره: خدمت سربازی پایان ناپذیر برای همه زنان و مردان


اریتره تا سال 1993 بخشی از کشور اتیوپی بود. پس از جنگی سی ساله بین "جبهه آزادیبخش اریتره" و دولت اتیوپی، اریتره در سال 1993 اعلام استقلال کرد. از آن زمان تاکنون قدرت سیاسی در دست آقای ایسایاس آفورکی است که "جبهه آزادیبخش اریتره" را رهبری می کرد. پس از استقلال اریتره این جبهه نام خود را به "جبهه مردمی برای دمکراسی و برابری" تغییر داد. ایسایاس فورکی 23 سال است رییس جمهور اریتره است. طبق رده بندی سالانه ی سازمان "گزارشگران بدون مرز"، ارتیره از نظر آزادی رسانه ها آخرین رتبه را دارد، بعد از کره شمالی.

در اریتره همه زنان و مردان باید خدمت سربازی انجام دهند. خدمت سربازی در ارتیره مهلت مشخصی ندارد و می تواند تا پایان عمر طول بکشد. بسیاری از اریتره ای ها به مدت چند دهه خدمت سربازی انجام می دهند. طبق گزارش سازمان عفو بین الملل (امنستی اینترنشنال) دختران و پسران 16 ساله هم اعزام به خدمت می شوند، و حتی افراد بالای 50 سال مجددا به خدمت اعزام شده اند. این یکی از دلایل مهمی ست که بسیاری از ارتیره ای ها را به فرار از کشور وا میدارد، مخصوصا اریتره ای های جوان را.

پدیده ی عجیبی دیگر در ارتیره اخذ مالیات از همه ی افرادی ست که در خارج از کشور زندگی می کنند. حتی کسانی که از اریتره فرار کرده اند و به کشورهای دیگر پناهنده شده اند، موظفند 2% از حقوق خود را به عنوان مالیات به دولت ارتیره پرداخت کنند، در غیر این صورت برای آنان مدارک و اسناد رسمی صادر نمی شود و نمی توانند به ارث خود دسترسی داشته باشند و یا در اریتره فعالیت اقتصادی داشته باشند. علاوه بر این امکان دارد اعضای خانواده و فامیل آنان در اریتره تحت اذیت و آزار قرار بگیرند.

- - - - - - - -

گزارش امنستی اینترنشنال در رابطه با خدمت سربازی در اریتره به زبان آلمانی

مطلب ویکی پدیای آلمانی درباره اریتره که در آن به موضوع مالیات هم اشاره شده.
.