چهارشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۹۶

وارد وبسایتهای داخل ایران نشوید!


خیلی از فعالین سیاسیِ خارج از کشور به راحتی وارد سایتهایی می شوند که پایگاه شان در ایران است. متاسفانه در سالهای اخیر جستجوگرهایی مانند جستجوگر گوگل باعث رواج این قضیه شده اند، چرا که سایتهای ایرانیِ خارج از کشور را تقریبا از نتایج جستجوها حذف کرده اند و آدم را فقط به سایتهای داخل ایران رجوع می دهند. این باید احتمالا ناشی از زد و بند با رژیم جمهوری اسلامی باشد. در واقع ایران سیستم فیلترگذاری را به خارج از مرزهای خود نیز بسط داده و از این طریق بر ایرانیان خارج از کشور نیز سانسور اعمال میکند. گوگل هر سال گزارشاتی بطور علنی منتشر میکند که در آن آمده که کدام دولتها از این شرکت خواسته اند که اقدام به حذف مطالب یا سایتهای اینترنتی در سیستم جستجوی خود بکند. مشخص است که گوگل فقط بخشی از این نوع زورگویی ها را بر ملا میکند و بخش بزرگ آن را پنهان نگه میدارد.

و اما دلایل اینکه چرا نباید وارد سایتهای داخل ایران شد: اول از همه اینکه هر سایتی یکسری "کوکی" روی کامپیوتر شما می اندازد که به سادگی قابل پاک کردن نیستند و معلوم نیست از این طریق گردانندگان سایت و شرکتهایی که "سرور" در اختیار آن قرار داده اند، به چه اطلاعاتی دسترسی پیدا میکنند. دوما هر سایت (و شرکت سرویس دهنده ی آن) به اطلاعات بسیار "ساده" مانند اینکه شما از کدام کشور و شهر، و از طریق کدام شرکت اینترنتی وارد سایت شان شده اید، از کدام "براوزر" (مثلا اینترنت اکسپلورر یا مازیلا فایرفاکس) استفاده کرده اید، کدام سیستم روی کامپیوتر شما نصب بوده (مثلا ویندوز شماره ایکس)، و به "آی پی" و یکسری مشخصات کامپیوتر شما دسترسی پیدا می کنند که همینها برای شناسایی افراد کافی ست. یعنی من حتی خودم از طریق سیستم آمارگیری که روی وبلاگم نصبه، می تونم به این اطلاعات دسترسی پیدا کنم. ولی خب ما بعنوان مصرف کنندگان عادی، بعدش این امکان را نداریم که اینگونه اطلاعات را دسته بندی و آنالیز کنیم. با این وجود من در یکی دو مورد تونستم بفهمم که افراد مزاحمی که کامنتهای ناجور در وبلاگم می گذاشتند، چه کسانی بودند. علاوه بر اینها، این رو باید در نظر گرفت که هیچ یک از ما (و حتی خیلی از کارشناسان) بطور دقیق نمیدونند که چه اطلاعاتی در اینترنت و حتی خارج از اینترنت (آفلاین) از طریق کامپیوتر رد و بدل میشه و کی چه اطلاعاتی به دست میاره. برای همین به نظر من احتیاط در این مورد بهتره تا اینکه آدم بیخیال وارد هر سایتی بشه.

یکشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۹۶

مایکروهارد یا مایکروسافت؟!


ریدم به این ویندوز 10 که شدیدا ریده تو هر چیPrivacy. این دیگه اسمش مایکروهارده، نه مایکروسافت! (...) (- - -) (...) (- - -) (...) ( و هزاران فحش دیگه!) بعد از هفت ماه که یک کامپیوتر جدید خریده بودم و ویندوز 10 روش بود، تازه متوجه شدم که برنامه اسکایپ هم روی کامپیوترم از اول نصب شده بوده و در تمام این هفت ماه بنده در اسکایپ بطور اتوماتیک آنلاین هم بودم بدون اینکه خودم بدونم. امروز ویندوزه خودش رو آپدیت کرد و یک برنامه ایمیل هم بدون اجازه سوار کرده که دائما بازه و هیچ جور نمیشه ازش "ساین آوت" کرد یا براش پسوورد گذاشت. از همه جالبتر اینجاست که 90% برنامه های اضافی که ویندوز رو کامپیوتر انداخته بوده (مثل اسکایپ و برنامه های ایمیل و عکس و ویدئو و غیره)، اصلا در بخش "سیستم" نشان داده نمیشوند که بشه پاکشون کرد. الان از عصبانیت میخواستم بزنم کامپیوترم رو بشکونم، ولی بعد به فکرم رسید که در بخش "فیدبک" کامپیوتر چند تا فحش بهشون حواله کنم تا اینطوری حداقل دسترسی ام به ان ترنت رو نجات بدم. فعلا که نخونده ازم تشکر کردن و گفتن تا میتونی بهمون "فیدبک" بکن!

.

دوشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۹۶

چرا می گویند "اسلام هراسی" چیز بدی ست؟!


بین "اسلام هراسی" و "مسلمان هراسی" بسیار فرق هست. چرا من نباید از دینی بترسم که هنوز هم (!) کشتار آزاداندیشان، منتقدین اسلام، بیخدایان، "کافران"، همجنسگرایان و زنانِ "خیانتکار" را تبلیغ می کند؟ چرا من نباید از دینی بترسم که ازدواج دختربچگان (بچه بازی)، سرکوب زنان و قوانین وحشیانه ای چون دست و پا بریدن و چشم درآوردن و سنگسار را تبلیغ می کند؟ چرا اگر من به این طرز تفکر و اعمال وحشیانه انتقاد کنم، راسیست (نژادپرست) نام می گیرم؟
.

پنجشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۹۶

کنترل ابزار تولید مثل


در همه جوامع بشری ابزار تولید مِثل تحت کنترلِ ایدئولوژیهای غالب قرار دارند :))

(22 مارچ 2017)
.

اندر مُعضلِ بی خوانندگی


این همه شَعر نوشتم، اصلا کسی نمیخواند. منو باش فکر میکردم با این عَشعار چقدر معروف بشم! حالا خوبه حداقل خودم هر چند وقت یه بار، ده بیست تاشون رو میخونم و لذت می برم. اینطوری حداقل این حس رو ندارم که وقتی که برای نوشتن شون گذاشته بودم، به هدر رفته. به قول معروف: "خود گوزی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی!" 
(اعتراضِ شماره ی 759453: عجب، یعنی آدم وقتی هنرمنده که یه عده دیگه رو به گوزیدن واداره تا یه عده دیگه بهشون بخندن!)

.

پنجشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۹۵

اولین شاعره فمینیست و کمونیست در ترکیه


این مقاله (به زبان انگلیسی) به زندگی شاعره ترک "یاشار نزیحه" می پردازد. او در سال 1882 متولد شده و خودش بطور خودکار سواد آموخته بود. در سن چهارده سالگی اولین شعرش را منتشر کرد. مشکلات زناشویی، فقر و از دست دادن دو پسرش، او را به سمت سوسیالیسم و فمینیسم سوق داد. یاشار نزیحه اولین زن مسلمان بود که در مطبوعات عثمانی بدون حجاب ظاهر شد، و اولین زنی بود که در نشریه حزب کمونیست ترکیه می نوشت. او در سال 1923 به دلیل گرایشات کمونیستی دستگیر شد. در این دوران آثار او از محبوبیت بیشتر برخوردار شد و در هر شماره ی نشریه "دنیای زن" مطلبی از او منتشر میشد. "دنیای زن" اولین نشریه در ترکیه عثمانی بود که به مسائل زنان می پرداخت. از اواسط دهه 1930 یاشار نزیحه از صحنه عمومی ناپدید شد و تا زمان مرگش در سال 1971 دیگر هیچ مطلبی منتشر نکرد.

.

یکشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۹۵

چند جوک



رو یک دیوار، تبلیغ زدند که "سیگار آرام آرام آدم را میکشد".
یکی زیرش نوشته: "داداش، ما عجله نداریم!"

--------------------------------------------------------

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻧﯿﺎ
مادی ست ﻫﻤﻪ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯿﺪﻭﻭﻥ؟ ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﻮﻝ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ
ﺩﻧﯿﺎ ﺟﺎ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ هستن؟ ﭼﺮﺍ ﺁﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ
ﭘﻮﻝ، ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺷﻤﻦ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ؟
ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ ﯾﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ 3 ﺗﺎﺵ
ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ؛ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ 2 ﺗﺎﺵ ﺭﻭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﻗﻮﻃﯽ
ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻭ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﻧﺼﻒ ﮐﺮﺩ؛ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﻧﻮﮎ
ﺗﯿﺰ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻻﯼ ﺩﻧﺪﻭﻧﺎﺵ ﺭﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ
..............
ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﭼﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﺩﯾﻮﺙ!

--------------------------------------------------------

سلامتی رفیقی که پشت در دستشویی نوبتشو داد به دوستش و خودش تو شلوارش رید ...

--------------------------------------------------------

داروسازه مياد مي بينه
يه نفر محکم چسبيده به ديوار داروخونه و تكون نمي خوره.
به شاگردش ميگه: چشه؟
ميگه: سرفه ميكرد، شربت سينه نداشتيم
به جاش بهش داروی ضدیبوست دادم...
داروسازه ميگه:
فكر ميكني داروی ضدیبوست ربطي به سرفه داشته باشه؟
شاگردش ميگه: آره!
اين الآن ديگه از ترس اسهال، خایه نداره سرفه كنه!

--------------------------------------------------------

سوالی در امتحان:
"ﺍﻻ ﯾﺎ ﺍﯾﻬﺎ ﺍﻟﺴﺎﻗﯽ ﺍﺩﺭ ﮐﺎﺳﺎ ﻭ ﻧﺎﻭﻟﻬﺎ"
ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯿﺪ!
ﺟﻮﺍﺏ  یک شاگرد:
ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻓﺮﻭﺵ ﺍﺩﺭﺍﺭ ﮐﻦ ﺗﻮ ﮐﺎﺳﻪ ﯼ ﻣﻦ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﮐﻦ!

--------------------------------------------------------

یکی اسهال میگيره، دکتراشتباهی قرص آرامبخش بهش میده.
بعد چند وقت دکتر حالش رو میپرسه.
طرف میگه :
خیلی بهترم،
میرینم تو شلوارم،
عین خیالم نیست...

-------------------------------------------------------- 

(منبع: اینترنت)
.

جمعه، اسفند ۰۶، ۱۳۹۵

ضدتئوری فرویدی درباره دلایل حجاب

.

در برخی از جوامع، بسیاری از مردان با مشکل ریزش مو مواجه هستند. در مقابل، اکثر زنان این جوامع زلفانی بسیار پُرپُشت دارند. حسادت مردان نسبت به زلف زنان باعث شد که در این جوامع زنان را به مرور زمان مجبور به پوشانیدن موی سر خود کنند. ولی از آنجا که چنین عکس العملی به وضوح نشانگر دلایل این قضیه بود، برای سرپوش گذاشتن بر آن، پوشش موی سر به بقیه ی بدن بسط پیدا کرد و به حجاب کامل رسید. دلیل این کار، عدم کنترل جنسی مردان در مواجهه با زنان بی حجاب عنوان شد. هر چند که در اصل، پیام نهفته در این اقدام این بود که: "موی خود را به رُخ من نکش، وگرنه میکنمت!"
.
.
.
پی نوشت:
الان که داشتم به مردان موبلند تخت جمشید و مینیاتورهای ایرانی و تصاویری از علی و خدا و عیسی با موی بلند فکر میکردم، کم مونده بود خودم هم ضدتئوری م باورم بشه!
.
.
.
در همین رابطه: عقده کیر یا عقده کس؟!
.

جمعه، بهمن ۲۹، ۱۳۹۵

ایران: نودهزار اعدام در نُه سال


در قطعنامه پارلمان اروپا درباره ایران، مورخ تاریخ 4 آوریل 1990، آمده که:

بین سالهای 1981 و 1990 (یعنی در عرض 9 سال) نودهزار (90.000) تن در ایران اعدام شده اند.

- - - منبع: صفحه ی 138 این کتاب:
"Nationalism and Minority Identities in Islamic Societies", by Maya Shatzmiller
.

سه‌شنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۹۵

اصلاحاتِ یک درصدی در جنبشهای صد در صدی


جای بسی خوشحالی دارد که جنبشهای صد درصدی نیز کمی تعادل یافته و یک درصد تخفیف داده اند و اکنون، خود را فقط نود و نه درصد می بینند!
 .

پنجشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۹۵

آماده سازی دو دختربچه برای عملیات انتحاری (ویدئو)


این ویدئو از یک پدر و مادر سوری گرفته شده که دختران 7 و 9 ساله ی خود را برای عملیات انتحاری آماده میکنند. در پایان ویدئو نوشته شده که مدتی بعد از انتشار این ویدئو، دختربچه ای در یک پایگاه پلیس در دمشق خود را منفجر کرد و اینکه احتمالا او یکی از این دو دختربچه بوده.

مدت ویدئو: یک دقیقه، با زیرنویس انگلیسی
.

شنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۹۵

ممنوعیت حجاب در دفاع از حقوق زنان


برخی ها ممنوعیت حجاب را آن روی سکه ی حجاب اجباری میدانند با این توجیه که در هر دو مورد، قانون در رابطه با پوشش زنان محدودیت هایی میگذارد. ممنوعیت حجاب و حجاب اجباری ولی از یک جنس نیستند. ممنوعیت حجاب به دلیل احترام به حقوق زنان انجام می گیرد، ولی حجاب اجباری به دلیل زیر پا گذاشتن حقوق آنها.

حجاب، یک نوع پوشش نیست. حتی اگر زنی خودش حجاب را انتخاب کند، این انتخاب هیچگونه شباهتی به انتخاب بین پوشش های متفاوت، مثلا بین دامن و شلوار، ندارد. حجاب، سمبلِ زن ستیزیِ اسلامی ست و نصفِ بشر بودنِ زن را به نمایش میگذارد. هدف حجاب، به نمایش گذاشتنِ دائمیِ بی حقوقیِ زن طبق قوانین اسلامی ست. جدا از اینکه طرفدار یا مخالف ممنوعیت حجاب باشیم، این نکته را نباید نادیده گرفت.
 .

جمعه، بهمن ۰۱، ۱۳۹۵

هنر ِ نیاموختن


یک کتابی دیدم به آلمانی، از عنوانش خیلی خوشم اومد: "هنر ِ نیاموختن". فکر کردم در ستایش "نیاموختن" است، ولی بعد دیدم عنوانش مثلا انتقادی بوده. معلوم نیست چرا کلمه ی "هنر" رو به کار برده که جنبه ی مثبت داره معمولا.

نیاموختن هم مثل آموختن میتونه بسیار مثبت باشه. بستگی داره آدم چی رو می آموزه، و از آموختن چه چیزی خودداری میکنه. اینکه آدم یاد نگیره با بالا رفتن سن دائما خودش رو با هر چیز گندی تطبیق بده، اینکه آدم یاد نگیره در برابر زور تسلیم بشه، کرنش کنه، اینکه یاد نگیره ایده آل ها یا "آرمان" هایش رو به بهانه ی "واقع گرایی" به باد بده، و خیلی موارد جزیی و بزرگ دیگه، همه جزو "هنر" نیاموختن اند. آموختن مقاومت در برابر آنهایی که دائما در گوش آدم می خوانند که "حالا سن ات بالاتر رفت، می فهمی زندگی یعنی چه!"، دقیقا به معنای نیاموختنِ آن نوع درسهای زندگی ست که تسلیم شدن را به آدم می آموزند.

. 

دوشنبه، دی ۲۰، ۱۳۹۵

برنامه ریزی ایران برای ترور یک سیاستمدار آلمانی



"به گفته دادستانی آلمان راینهولد روبه (Reinhold Robbe) از حزب سوسیال دمکرات آلمان و رئیس پیشین انجمن آلمان در اسرائیل به این خاطر از سوی ایران مورد جاسوسی قرار گرفته تا در اقدامی احتمالی ترور شود.

به گزارش سایت اینترنتی شبکه اول تلویزیون آلمان (ARD) یک دانشجوی پاکستانی که سال گذشته میلادی به عنوان جاسوس احتمالی سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شده بود، زندگی روزمره این سیاستمدار آلمان را بررسی کرده و مسیرهای آمد و رفت او را تحت نظر داشته است.

شبکه‌های سوم آلمان WDR و NDR و همچنین نشریه "زوددویچه سایتونگ" به اطلاعات و داده‌های گسترده‌ی دادستانی کل المان در این ارتباط دست یافته‌اند که نشاندهنده‌ی جاسوسی دانشجویی پاکستانی به نام سید مصطفی ح. برای جمهوری اسلامی ایران هستند.
این دانشجوی ۳۱ ساله در اوایل ژوئیه سال ۲۰۱۶ میلادی به ظن جاسوسی و خبرچینی بازداشت شده بود. پیش از آن نیز سازمان اطلاعات و امنیت آلمان متوجه فعالیت‌های او شده بود.

گفته می‌شود که فرد مزبور نه تنها درباره رئیس پیشین انجمن آلمان و اسرائیل، بلکه درباره یک استاد فرانسوی-‌اسرائیلی نیز دست به جاسوسی زده داده است. این استاد فرانسوی- اسرائیلی شاغل در یک دانشسرای عالی اقتصاد در پاریس است.

سیاستمدار آلمانی زیر ذره‌بین

طبق اتهام‌نامه دادستانی آلمان قصد این دانشجوی پاکستانی از جاسوسی و خبرچینی به احتمال قوی انجام سوءقصد به نهادهای فعال در ارتباط با اسرائیل و همچنین نمایندگان این نهادها بوده است.

به گفته مقامات آلمانی این امر که کم و کیف حضور و رفت‌وآمد دقیق راینهولد روبه در زندگی روزمره و کاری از سوی این فرد به دقت زیر نظر گرفته و ثبت شده است، شاهدی است بر این مدعا.

همچنین اینکه این جاسوس ساختمان انجمن آلمان و اسرائیل را مدت‌ها زیر نظر داشته و جزییات مرتبط به آن را ثبت کرده است، به عنوان نشانه‌ای محرز در ارتباط با احتمال سوءقصد ارزیابی شده است.

آنگونه که در گزارش شبکه اول تلویزیون آلمان آمده است، این دانشجوی پاکستانی به ویژه توجه خاصی به این نکته داشته که راینهولد روبه چگونه از طریق وسایل نقلیه عمومی از آپارتمان شخصی‌اش در برلین به ساختمان انجمن آلمان و اسرائیل در مرکز برلین رفت و آمد می‌کرده است.

تحقیقات دادستانی آلمان در باره‌ی انگیزه‌های دقیق سوءقصدی احتمالی به جان این سیاستمدار آلمانی هنوز ادامه دارد. در گزارش شبکه اول تلویزیون آلمان به یکی از نظریه‌های محافل امنیتی در این مورد اشاره شده که طبق آن، جمهوری اسلامی قصد داشته در صورت حمله هوایی اسرائیل به تأسیسات اتمی ایران از آمادگی لازم برای پاسخگویی برخوردار باشد.

"جاسوسی ناشیانه"

البته مدارک و شواهد گوناگونی که از سید مصطفی ح. ضبط شده‌اند، حاکی رفتار و فعالیت‌های ناشیانه‌ی او هستند. به گزارش شبکه اول تلویزیون آلمان این جاسوس ۳۱ ساله برای "سفارش‌دهند‌ه‌ی احتمالی خود، یعنی ایران" گزارشی با استفاده از پاورپوینت و به زبان انگلیسی تهیه کرده که در آن هم اشتباهات املایی به چشم می‌خورد و هم اطلاعاتی نادرست درباره سیر زندگی راینهولد روبه.

جاسوسی علیه روبه که مدت زیادی نماینده‌ی حزب سوسیال دمکرات در پارلمان آلمان بوده، اولین مورد مشخص است که یک سیاستمدار آلمانی هدف عملیات جاسوسی سازمان اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

بنا بر گزارش سایت شبکه اول تلویزیون آلمان سید مصطفی ح. به طور رسمی مشغول تحصیل در رشته مهندسی در دانشگاه برمرهافن بود و همچنین در مرکز هوانوردی و فضانوردی در شهر برمن کار می‌کرده است.

گفته می‌شود که افزون بر این جاسوس ۳۱ ساله یک شهروند پاکستانی دیگر نیز در ارتباط با این جریان بازداشت شده بوده است. اما از آنجایی که او درایو دیسک سخت کامپیوتر خود را کاملا پاک کرده بوده است، مدرکی علیه او کشف و ضبط نشده و او نیز به این خاطر آزاد شده است. طبق گزارش سایت شبکه اول تلویزیون آلمان این فرد ظاهرا بلافاصله پس از آزاد شدن آلمان را ترک گفته و به کشوری دیگر رفته است."

.

فحش ندید، کان بدید، یا حتی جان بدید!


یکی از آشنایان در فیسبوک لینک مطلب آقای فرخ نگهدار در گرامیداشت و دفاع از رفسنجانی را گذاشته و بالاش نوشته لطفا نظر بدهید، ولی از بکار بردن "کلمات زشت" خودداری کنید.

فرخ نگهدار با دفاع از رفسنجانی، ترور و شکنجه و تجاوز را تبلیغ میکند. مخالفین را میکشند و شکنجه میکنند، حق هر گونه اعتراض را سلب میکنند، همه را خلع سلاح میکنند، و خودشان با سلاح سنگین با مخالفین روبرو میشوند، تازه شرط هم میگذارند که باادب باشید و فحش ندهید. یعنی حتی این ابتدایی ترین حق را هم از آدم میگیرند. یعنی فحش به قاتلین و متجاوزین و شکنجه گران افراد بی دفاع و بی سلاح، مساوی میشود با بربریت و بی فرهنگی. یعنی به قاتل و متجاوز و شکنجه گرمان هم باید ماچ بدهیم! صلوات...

(بر خلاف میل شدیدی که در این لحظه به فحش دادن دارم، مجبورم به خاطر چند لایک خودسانسوری کنم! .... آ... ب... ف... ک... د... پ... ک... ف...)


منبع: صفحه فیسبوک بنده

.

سه‌شنبه، دی ۱۴، ۱۳۹۵

چه کسانی مخالف تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی اند؟!


تا حدود بیست سال پیش تقریبا همه نیروهای اپوزیسیون طرفدار تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی بودند. ولی کم کم اکثر آنها مواضع شان نسبت به جمهوری اسلامی نَرم تر شد و به مخالفت با تحریم روی آوردند. در طی این دو دهه نیروهایی که با جمهوری اسلامی نزدیکی سیاسی داشتند، توانستند بخش بزرگی از اپوزیسیون را به دنبال خود بکشانند. خواست "سرنگونی" تبدیل به "رفرم" و "اصلاحات" در چهارچوب نظام شد، دفاع از حقوق اقلیتهای قومی جای خود را به دفاع از تمامیت ارضی جمهوری اسلامی داد، نزدیکی و حتی همکاری با جمهوری اسلامی قبح خود را از دست داد و دفاع بخش بزرگی از اپوزیسیون از شرکت در انتخابات، مشروعیتی جدید به جمهوری اسلامی بخشید.

 دلیلی که مخالفین تحریمها در توجیه مخالفت خود مطرح میکنند این است که با تحریمها وضع اقتصادی مردم بدتر می شود. در دوران آپارتاید، آفریقای جنوبی سالهای طولانی مورد تحریمهای همه جانبه ی بین المللی قرار داشت، ولی هیچ سیاهپوستی نمیگفت تحریمها نباشد، چون پول تو جیب من کمتر می شود و سفره م خالی تر می شود. چرا که حاضر بودند از خودشان مایه بگذارند تا آن نظام سرنگون شود. چون با آن نظام مخالف بودند و خودشان را مورد استثمار و تبعیض می دیدند. و درست برعکس، اینکه خیلی از ایرانیها دلیل می آورند که تحریمها به نفع جیب ما نیست، نشان میدهد که با جمهوری اسلامی آنقدرها مشکل ندارند و بخاطر وضع مالی شان حاضرند این نظام بیشتر از اینها هم عمر کند و تمام دنیا را به خاک و خون و کثافت بکشد.


مردمی که این نظام را روی کار آورده اند و در تداوم عمر آن سهیم اند، مجبورند تاوان آن را هم بپردازند. همانطور که مردم آلمان در دوران نازیسم مجبور شدند تاوان بپردازند.

دوشنبه، دی ۱۳، ۱۳۹۵

سازمان راه کارگر: "ترامپ، بدتر از خامنه ای و سپاه پاسداران"


سی تن از فعالان سیاسی مقیم خارج از کشور نامه ای به دونالد ترامپ نوشته اند و از او خواسته اند، تحریمهای شدیدتری علیه سپاه پاسداران و خامنه ای وضع کند. سازمان راه کارگر در بیانیه ای این درخواست-نامه را با لحنی بسیار خصمانه محکوم کرده و امضاکنندگان آن را "خائن" و "وطن فروش" نامیده. این واکنش البته منحصر به این سازمان نیست و بسیاری از فعالان سیاسی دیگر نیز چنین واکنشی از خود نشان داده اند. جالب اینجاست که نامه نوشتن به خامنه ای و روحانی و حتی رای دادن به نظام جنایتکار جمهوری اسلامی چنین واکنشهای تندی از جانب این نیروها برنمی انگیزد، ولی درخواست تشدید تحریم ها علیه سپاه پاسداران و خامنه ای از ترامپ، سازمان راه کارگر را آنچنان برآشفته کرده که خواهان بایکوت این سی نفر شده. سوال اینجاست که آیا صرفا نامه نوشتن به ترامپ باعث چنین عکس العملی شده یا این خواسته که علیه سپاه تحریمهای شدیدتری وضع شود؟! به هر صورت هر چه باشد، خامنه ای و سپاه پاسداران از نظر اینها وطنی و خودی به شمار میروند.

.

شنبه، آذر ۲۷، ۱۳۹۵

عجب هوایه، عجب جفایه ...


الان با لرز و سردرد از خواب بیدار شدم. امیدوارم تب نکنم. در یک مکان بزرگی بودم که اتاقها و سالنهای گوناگون داشت. همه جا پُر بود از عوامل جمهوری اسلامی. یک جا دیسکو گذاشته بودند، یک جا موسیقی سنتی برگزار میکردند، یک جای از نظر خیلی ها باصفا (از نظر دکوراسیون و نور و اینجور چیزها) داشتند تریاک می کشیدند، که وقتی داشتم از بین شان رد میشدم، سرگیجه گرفتم و نزدیک بود بیهوش بشم. در تمام این مدت حس میکردم که توسط عوامل رژیم تحت تعقیب ام و همه ش در حال فرار بودم. البته فرار یواشکی! از اون منطقه ی تریاک کشی که زدم بیرون تو کوچه، دیدم هوا خیلی پسه و شروع کردم به آواز خواندن تا شاید یکی یا عده ای صدایم را بشنوند و بیایند کمکم. با لهجه ی "فولکلور" میخواندم: "عجب هوایه، عجب جفایه!" چند تا از موزیسین های جمهوری اسلامی هم با صاحب یک کتابفروشی که گروگان گرفته بودند، به دنبالم بودند و اومدند و با روی خوش و خنده ازم پرسیدند این ترانه مال کیه؟ که من هم با ترس و لرز گفتم مال خودمه و شروع کردم هی بلندتر همین دو جمله را خواندن.

بعد رسیدم به سالن کوچکی که عده ای از افراد سیاسی که می شناسم روی صندلی نشسته بودند و تکان نمی خوردند. سالن نیمه تاریک بود و فقط دو سه تا چهره را دیدم. در اون حین نمیدونم از کجا میوه گیر آورده بودم. نمیدونم کیوی بود یا یک چیز نرم دیگه. داشتم می جویدمش و وقتی از بغل یکی شون رد می شدم، با حالت عصبانیت، ولی نیمه-جدی نیمه –شوخی تُف کردم بغل پاش. یکهو نور بیشتر شد. شاید چون چشمانم به تاریکی عادت کرده بود. و دیدم همه جا پُر از جسدهای تکه تکه شده ست، و اون دو سه نفر هم در حال مرگ بودند. مثل اینکه پاهاشان را بریده بودند. بعد همانی که بهش "تُف" کرده بودم، شروع کرد به گزارش دادن که چه اتفاقی افتاده بوده. اون یکی دو تای دیگه هم وسط حرفش گاهی یکی دو جمله می گفتند، ولی در حال مرگ بودند، و همه شان غرق خونِ "تیره شده" مایل به سیاه، بودند. و من در خواب آنچنان دچار شوک شده بودم که به لرز شدید افتاده بودم، همراه با حس خجالت شدید که چرا به طرف تُف کردم.


همین! هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
.